یزد برفراز تاریخ

از یزد گفتن و شنیدن، حظّی دارد وصف‌ناشدنی. سخن از یک سده و چند سده نیست؛ سخن از هزاران سال تاریخ، فرهنگ، هنر، معماری و شگفتی است. آنگاه که در برابر شکوه و جلال مسجدجامع کبیر آن می‌ایستی، با آن مناره‌های استوار و سربه‌فلک کشیده‌اش، با آن کاشی‌های چشم‌نواز و خیره‌کننده‌اش، با آن شمسۀ ایوان و ترنج زیر گنبد و گردونۀ خورشید بالای محرابش، انگار صدای معمار عاشق آن، درون گنبد زیبایش می‌پیچد. چگونه می‌توانی ببینی و مبهوت این هنر جاودانه نشوی؟!

یا زمانی که در کوچه‌های تنگ و باریک آشتی‌کنان قدم می‌زنی، کوچه‌هایی که سده‌ها سدّ راه مهاجمان بوده‌اند، اکنون تو را به پیش می‌خوانند تا راهی به درون خانه‌های باصفایشان بجویی، خانه‌هایی که با خشت عشق و ملات تلاش بر پا شده‌اند، خانه‌هایی که نوید آسایش می‌دهند، خانه‌هایی که به تو می‌گویند کفش‌ها را از پای در آر و دمی در زیر بادگیری که نسیم طبیعی را به ارمغان می‌آورد، بیاسای؛ سری به زیرزمین خنک و نمور آن‌ها بزن و ببین که آرزو می‌کنی یک تابستان را در آن اتراق کنی. دوست داری در پیچ‌وتاب نور در‌های اُرسی و شیشه‌های رنگارنگ اتاق‌های روبه‌آفتاب آن، ساعت‌ها بنشینی و فارغ از هیاهوی بیرون، در منشورش غرق شوی و بر زبان بیاوری که معماران کویر، معماران عشق‌اند، نه مشق.

یا آنگاه که پله‌پلۀ آب‌انبار‌ها را تا به پایین می‌پیمایی، هر پله تو را به خنکی بیشتر فرا می‌خواند و چون جرعه‌ای از آب آن می‌نوشی، دهانت از سردی به لرزه می‌افتد. آن هنگام، از خود می‌پرسی به‌راستی این معماران چگونه می‌توانند در آتشدان خشک و سوزان کویر، آبی به‌زلالی آب کوهسارانِ پوشیده از برف به تو هدیه کنند. به‌راستی از شهر یزد و دیدنی‌های آن هرچه بگویم، کم گفته‌ام؛ که یزد بر فراز تاریخ و یادگار تاریخ است.

حسین مسرت

زمستان۱۳۹۳


Yazd on Top of History

Speaking about and listening to Yazd have undesirable benefit. It is not about a century or few centuries; it concerns thousands of years of history, culture, art, architecture, and wonder. When you stand in front of the splendor and glory of its Great Jame Mosque, with its steady and striking minarets, with its spectacular and amazing tiles, with its shames of porch and bergamot under the dome and the sun cross above its mihrab, as if the loving architect’s voice is echoing within its beautiful dome. You become amazed by this eternal art.

Whenever you walk in the narrow Ashtinkan Alleys, the alleys that have been the gatekeepers for decades against invaders are now calling you to go way into their homes, houses that have been constructed with love and mortar of effort, houses that promise comfort so that they tell you to take your shoes out and rest under the wind-catcher, bringing the natural breeze. They tell you to go to the cool basement and room, and see that you wish to stay there for a summer. You would you like to stay in the light of sash doors and colorful glasses of sun-facing rooms for hours, and immerse in their spectrum out of the hubbub outside, and say that the architects of the desert are architectures of love, not of work.

Whenever you walk down the cisterns, each step will call you more into coolness, and when you drink a jar of water, your mouth shakes from its coldness. At that time, you would ask yourself how these architects can give you snow-covered water out of a dry and hot desert. Indeed, these words cannot describe the city of Yazd and its spectacular views, since Yazd is on top of history and a relic of history.

Hossein Maserat,

winter 2014